تبليغاتX

آریامنش

سیاست خارجه و روابط بین الملل می گن که مسئله مهمی برای هر کشوری محسوب می شه! در ادامه می گن که کشورها باید روز به روز روابط خارجیشون رو با کشورهای مختلف گسترش بدن تا هم در عرصه خارجی و هم داخلی موفق تر باشن ولی با بررسی هایی که ما کردیم فهمیدیم این کسانی که این چیزها رو گفتن بیشتر شوخی کردن و برای خودشون گفتن و اعضای محترم خانوادشون!

اون طور که ما متوجه شدیم می بایست در زمینه روابط با دیگر کشورها تا اونجا که می تونیم دعوا داشته باشیم و همیشه و در همه حال طلبکار دیگران باشیم و خیلی شاکی خودمون رو نشون بدیم تا بقیه کشورها احساس کنند ما خیلی قوی و مهم هستیم وبیشتر باید به کشورهایی توجه کنیم که شاید اسمشون رو کلا دو سه نفر شنیده باشن مثل باربادوس، آندورا، جیبوتی و ... ، ما به سه دلیل باید به این کشورها توجه توجه داشته باشیم و به آنها خدمت کنیم؛ یکی اینکه این کشورها خیلی گناه دارن و هیچ کس تحویلشون نمی گیره و ما باید به آنها کمک کنیم، دوم اینکه ما در داخل کشور هیچ مشکلی نداریم و همه چیز سر جای خودشه پس باید به فکر مدیریت بر دیگر کشورهای جهان باشیم، سومین و مهمترین دلیل هم اینه که آمریکای بی تربیت چون در سایر کشورها سرمایه گذاری می کنه پس ما هم باید به بقیه کشورها کمک کنیم تا کم نیاریم، کاری هم نباید داشته باشیم که آیا این سرمایه گذاری در سایر کشورها برای ملت ما سود و منفعتی داره یا نه!

در مورد روابط با آمریکا هم باید بگم که ما می خوایم با آمریکا ارتباط داشته باشیم ولی یک سری شرایط داره و تا شرایط ما مهیا نشه، عمرا! اما خوشحال  می شیم که آقای اوباما چند روز یک بار یه دست دوستی به طرف ما دراز کنه، خوش می گذره!

در مورد کشورهای همسایه  دوست و برادر اینا هم باید عرض کنم که ما همشون رو دوست داریم، حالا اونا ما رو دوست نداشته باشن و همش به خلیج فارس بگن خلیج عربی یا چند وقت یک بار بیانیه بدن که جزیره های ما رو پس بدین، مهم نیست که این چیزا، مهم اینه که ما با هم خواهر برادر باشیم!

کلا در زمینه روابط خارجی ما به آمریکا نگاه می کنیم، با هر کشوری که آمریکا روابط خوبی داشته باشه قهر می کنیم و سعی می کنیم دعوا داشته باشیم، هر کشوری هم که آمریکا باهاش خوب نباشه کلی باهاش آشتی می شیم و براش مسکن و وام و بقیه موارد رو فراهم میاریم!

بیشتر از این هم نمی گم در عرصه خارجی چه کار می کنیم چون نمیشه خب! خداحافظ!

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 11:29 توسط فرهنگ سلامی |

باید عرض کنم خدمتتون که ما دانشجویان رو خیلی دوست داریم و با توجه به اینکه دانشگاه مهد علم و دانش اینا قبلا بوده، بنابراین خیلی این مکان برای ما مهم است و با توجه به اینکه علم بهتر است ولی تا اطلاع ثانوی ثروت بهتر تر است، پس باید یکسری مسائل رو در مورد دانشگاه ها اعلام کنم:

1. ما خودمون چند باری، این ور، اون ور دانشجو بودیم و مشکلات دانشجوها رو لمس کردیم پس ما رو از جنس خودتون بدونین و به ما رای بدین!

2. در دولت ما دانشجو باید بمیرد و ذلت هم بپذیرد و همینه که هست!

3. ما دانشجویان منتقد رو تا زمانی که انتقاد نکنن تحمل می کنیم و همیشه منت روی سرشون می گذاریم!

4. ما هیچکدام از دانشجویان منتقد دولت رو بازداشت و زندانی نمی کنیم ولی دستگیر و اعدام می کنیم!

5. در دولت ما همه دانشجویان علاوه بر مداد و تراش و دفتر و این چیزها باید لیوان و مسواک و حوله و از همه مهم تر ناخن گیر هم همراه داشته باشن تا بهداشت مهم تلقی شود!

6. دانشجویان چون امیدهای آینده این مملکت هستن و مثل فرزندان من می مونن، پس نباید غلط زیادی بکنن در غیر این صورت با ترکه انار فلک می شن!

7. ما سعی می کنیم در دولتمون هیچ دانشجویی بدون دلیل موجه و قانونی به کمیته انضباطی احضار نشه، ولی اگه ببینیم یا حتی حس کنیم دانشجویی از چراغ قرمز رد شده به کمیته انضباطی احضار و اعدامش می کنیم تا درس عبرتی برای آیندگان باشه!

8. در دولت ما اگر چیزی غیر از اون چیزی که  ما می گیم در سر کلاس های درس گفته بشه  و به درد دانشجوها هم بخوره، نه تنها از دست اساتید ناراحت می شیم بلکه مجبور می شیم اساتید رو بازنشسته هم بکنیم حتی اگه شرایط بازنشستگی هم نداشته باشن به یکباره دارای شرایط میشن!

9. ما چون به ستاره و سیاره و کفتر علاقه داریم، دانشجویانی که خیلی فکر کنن و در طول تحصیل فکرشون رو بلند بلند اعلام کنن مجبور می شیم اون هارو هم به ستاره اینا علاقه مند کنیم!

همانطور که خودتون هم دیدین ما به دنبال دانشگاه مستقل هستیم پس ای دانشجو به من رای بده تا بعد از انتخابات ببینم چی میشه!

امروز خیلی برای دانشجوها فکرم رو درگیر کردم، برین دیگه! خداحافظ

+ نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت 12:16 توسط فرهنگ سلامی |

  

سلام؛ امروز سعی کردیم مواضع اجتماعی خودمون رو براتون بگیم تا بیش از گذشته با خاطری آروم و وجدانی راحت به ما و برنامه هامون رای بدین.

اولین مسئله ای که در مباحث اجتماعی این روزها خیلی مورد توجه قرار گرفته، بحث گشت های ارشاد است که بعضی ها کلا می خوان جمعشون کنن، بعضی ها می خوان پهنشون کنن، بعضی ها هم کلا روشون نمی شه فعلا در این زمینه ابراز نظر کنن! اما ما می خواهیم که گشت های ارشاد رو گسترش بدیم ، به دو دلیل، اول اینکه اگر کمی به اطرافتون دقت کنین این گشت ها طی یکی دو سال اخیر به اهداف خود خیلی نزدیک شدن و همه جور نظم اجتماعی الان برقرار شده و حیف جمع بشن، دوم اینکه ما هرچی گشتیم در جامعه مشکلی جز پوشش مردم به خصوص پوشش خواهرامون ندیدیم، اساسی ترین مشکلی هم که دیدیم مسئله شلوار و چکمه بود، اینکه بالاخره چکمه باید بره توی شلوار یا شلوار بره داخل چکمه!

کارشناسان اجتماعی ما که بحثشون خیلی در اینباره سنگین بود و به نتیجه ای نرسیدن و اول تصمیم گرفتیم که کسی شلوار و با چکمه نپوشه، بعد گفتیم چکمه رو با چی بپوشن؟ دیدیم فقط با شلوار میشه توی خیابون چکمه پوشید، دوباره که خیلی فکر کردیم به این نتیجه رسیدیم که اصلا چکمه کسی نپوشه، بعد یکی اون وسط گفت پس فردا هوا سرد میشه برف میاد با صندل و کتونی که ملت همش می خورن زمین! ما هم چون خیلی منطقی هستیم دیدیم راست میگه، دوباره فکر کردیم به این نتیجه رسیدیم که حالا بعدا روش فکر می کنیم یه کاری انجام می دیم حالا!!!

بعد از همه این مباحث نشستیم با بچه ها فکر کردیم مردم دیگه چه مشکلات اجتماعی دارن؟ هرچی فکر کردیم به نتیجه ای نرسیدیم و جز رفاه کامل چیزی ندیدیم، دوباره نشستیم روی حل مشکل شلوار و چکمه بحث کردیم تا این تنها مشکل جامعه رو هم حل و فصل کنیم، یکی از کارشناسان پیشنهاد کرد که در روزهای برفی بر اساس میزان بارش، ارتفاع چکمه ها رو مشخص کنیم، یعنی اگه خیلی برف نشست به طوری که تا بالای مچ پا داخل برف می رفت چکمه می تونه بلند و شلوار توی چکمه باشه، ولی اگه برف کم بود و فقط کف چکمه ها داخل برف بود ارتفاع چکمه ها نباید بیشتر از قوزک پا باشه و می بایست شلوار روی چکمه باشه، در نهایت این پیشنهاد مورد تایید قرارگرفت وقرار شد برای اینکه این مسئله به خوبی بین مردم جا بیفته و همه آگاهی کامل و دقیقی داشته باشن و ریشه ای هم قضیه رو حل کنیم از دوران راهنمایی در مباحث کتب درسی علوم اجتماعی مقاطع مختلف چند صفحه ای را به آموزش این مسائل اختصاص بدیم تا این مسئله اجتماعی هم حل بشه، خداحافظ تا بعد!

 
+ نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت 14:12 توسط فرهنگ سلامی |

در ابتدا می خوام از سوابق ورزشی شخص خودم براتون بگم، در طول دوران تحصیلم همیشه نمره ورزشم بیست بود، جز یک سال که معلم ورزشم، ورزش رو جدی گرفت و امتحان دادم و افتادم و تک ماده کردم، توی کوچه هم هر موقع بابام خونه نبود با بچه های محل فوتبال می زدیم و یکبار هم شیشه مغازه عباس آقای بقال رو شکوندم، الآن هم به صورت کاملا حرفه ای فوتبال نگاه می کنم، کوهنوردی هم دوست دارم ولی معمولا صبح ها خواب می مونم، ورزشگاه هم می رم بوق می زنم! یکی چند بار هم علی دایی رو از نزدیک دیدم!

اما در ادامه روند شفاف سازی که در دستور کار من قرار داره می خواستم یکی از معاونان خودم رو معرفی کنم، احمد، بچه محلمون رو می خوام رئیس سازمان تربیت بدنی بکنم، از سوابق ایشان هم باید بگم خیلی پسر خوب و نازنینیه! توی تیم محل با هم پشت دروازه حریف می ایستادیم و دروازبان رو " هو" می کردیم! احمد تیراندازی و دوی خوبی هم داره، هر دفعه می خواست با تیرکمون کفتر بزنه، شیشه همسایه رو می شکست و به سرعت فرار می کرد! خلاصه این احمد آقای ما کلی ورزشکار و ورزش دوست است و بهترین گزینه برای اداره و ریاست این سازمان است و مطمئن هستم ورزش کشور رو در سطح بین المللی می تونه مطرح کنه!

ما چون سیاسی هستیم و نباید در امور فدراسیون ها بخصوص فوتبالش دخالت کنیم همه کارها رو به خودشون می سپاریم ولی بعضی وقت ها در حد پیشنهاد مربی تیم ملی رو انتخاب می کنیم، مثلا من می خوام فرگوسن رو مربی تیم ملی کنم اگه هم فرگوسن قبول نکرد از بین مایلی کهن، قلعه نوعی، قطبی و علی دایی یکی رو به قید قرعه به فوتبال دوستان جایزه میدیم!

درباره خصوصی سازی تیم های استقلال و پرسپولیس هم باید بگم که ما قصد داریم که این دو تیم رو به صاحبان اصلی خودشون یعنی مردم واگذار کنیم ولی ما که خودمون از کره ماه نیومدیم ،ما هم خودمون از مردم هستیم، پس فعلا خودمون ادارشون می کنیم، هرچقدر هم فکر می کنم می بینم که اگه خودمون رو هم بکشیم حواشی این دو تیم بیشتر از این نمی شه، پس قول می دم خوب ادارشون کنیم!

ما سعی خواهیم کرد در همه زمینه ها بخصوص ورزش، مافیای ورزشی، دلال ها، تبانی ها و بی تربیتی ها را شناسایی و به مردم معرفی کنیم و از سر در سازمان تربیت بدنی آویزونشون کنیم تا درس عبرتی بشن برای بقیه!

برنامه نود هم دوست داریم و سعی می کنیم چند ماه یکبار از طریق این برنامه مردمی با ملت صحبت کنیم و روند رو به رشد ورزش رو به اطلاع مردم عزیز برسونیم!

بقیه کارهای ورزشی هم که می خوام انجام بدم بعد از اینکه انتخابات شدم خودتون در عمل ببینید!

کاری نداری؟! نه؟! پس خداحافظ

+ نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 20:28 توسط فرهنگ سلامی |

سلام، همانطور که مطلع هستین اقتصاد خیلی چیز مهمی است و باید به آن توجه کرد، من و تیم اقتصادیم هم سعی کردیم شما رو با  توجهاتمون به این مسئله به صورت مختصر آشنا کنیم تا با خیال راحت به ما رای بدین!

یکی از دغدغه های اقتصادی که من از بچگی با آن درگیر بودم بحث اتاق بازرگانی بود، همیشه دلم برای بچه های این اتاق می سوخت و حس می کردم فضای آن ها کم است و مطمئنا چندین نفر آدم داخل یه اتاق راحت نیستن شما خودت رو جای اونها بزار، فکر کن اگه با هفت هشت ده تا از خواهر برادرات داخل یه اتاق باشی، اذیت نمی شی؟!پس اولین کاری که من می کنم اینه که یه خونه سه خوابه دوبلکس با آشپزخانه اُپن برای این بچه های زحمت کش می خرم!

اما من شدیدا می خوام از زحمت کشان عرصه کشاورزی حمایت کنم، کلا می خوام تولید میوه و سبزیجات ملی رو رشد بدم، اما چون هدف ما خدمت به همه هست و بعضیا به میوه های از نوع خارجی علاقه دارن پس مجبوریم از چین و آفریقا و آمریکا و ... هم میوه وارد کنیم، وقتی فکر کردیم دیدیم که این طوری خیلی بهترهم هست چون باعث میشه کشاورزان و باغداران ما کیفیت محصولات خودشون رو بالا ببرن تا بتونن با میوه های خارجی رقابتی سالم داشته باشن، اینطوری به نفع خودشون هم هست اگه هم نخواستن بالا نبرن، ما و ملت که ضرری نمی کنیم و میومون رو می خوریم کشاورزا هم هِی میوه هاشون رو دستشون می مونه و ضرر می کنن، به ما چه!

در زمینه صنعت خودرو هم قول می دم هرشش ماه یکبار با تغییر چراغ های عقب و جلوی پراید و مشارکت طراحان ایتالیایی و آلمانی و کره ای و ... یک خودروی ملی، هِی و هِی رونمایی و پرده برداری کنم تا تند و تند خوشحال بشین!

اما مورد خیلی مهم اقتصادی یعنی تورم و نقدینگی، من چون از کودکی به پول نقد علاقه داشتم و از چک و نسیه بدم میومد تا اونجا که می تونم تورم رو مثل الآن بالا می برم تا نقدینگی زیاد بشه و حال همه رو بگیرم، یعنی چی برای هر کاری مردم چک می کشن و قسطی پول میدن؟! اصلا حالا که اینطور شد نه تنها سازمان برنامه و شوراهای اقتصادی رو احیا نمی کنم بلکه هرچی بانک و موسسه اعتباری و غیر اعتباری هم هست تعطیل می کنم، مگه مردم وقتشون رو از سر راه آوردن که سه چهار ساعت در روز برای دادن و گرفتن پول توی صف بانک بایستن، به جای اینکه تو صف بایستن برن کار پیدا کنن و پول دربیارن این طوری دیگه نمی خواد از بانک پول بگیرن و منت بانک هم روی سرشون نیست، تازه نرخ بیکاری هم کم میشه، دیگه راهکار مناسب تر از این برای حل معضل بی کاری؟!

در مورد خط فقرهم یکبار یه آقایی گفتن که خط فقر رو اعلام نمی کنن چون به این اعداد و ارقام اعتقادی ندارن و با اعلام این چیزها فقط به مردم استرس وارد میشه، من هم توی یکی از این روزنامه های معتمد اینا که نامردا فقط می خوان دولت رو تضعیف کنن و تازشم خیلی بی تربیت هستن خوندم خط فقر امسال در تهران به بالای هشت صد هزار تومن می رسه، حدودا یک هفته از شدت استرس و فکر و بدبختی و فلاکت خواب و خوراک نداشتم ، بعد فهمیدم اون آقا حق داشته خوب! من هم تصمیم گرفتم هیچ آمارو ارقامی اعلام نکنم که ملت راحت به زندگیشون برسن!

در زمینه خصوصی سازی هم سعی می کنم بعضی صنایع رو بدم دست بچه های محل که پس فردا نیان بگن طرف رئیس جمهور شد ما رو فراموش کرد، معلم ها و کارگرها و بازنشسته ها هم اصلا نگران نباشن چون این اقشار خیلی برای من عزیز هستن و من علاوه بر اینکه دستشون رو می بوسم، نزدیک انتخابات بعدی حتما حقوقشون رو افزایش می دم که یه وقت از ما دلگیر و ناراحت نشن!

دیگه هم بقیه راهکارهای اقتصادیم رو نمی گم چون دستم درد گرفت اینقدر تایپ کردم، خداحافظ!

+ نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388ساعت 23:21 توسط فرهنگ سلامی |